حبيب الله الهاشمي الخوئي
188
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
دنياك على آخرتك ولا أن تتّبع هوى نفسك أو تأمر النّاس بالبرّ وتنسى نفسك ( 1 ) ، أو تقول ما لا تفعل ، فقد كبر مقتا عند اللَّه أن تقولوا ما لا تفعلون ( 2 ) فالويل كلّ الويل لمن اتّبع هواه وباع آخرته بدنياه . عجبت لمبتاع الضّلالة بالهدى ومن يشترى دنياه بالدّين أعجب وأعجب من هذين من باع دينه بدنيا سواه فهو من ذين أعجب الترجمة وشخصي ديگرى هست كه نسبت داده شده بأهل علم وحال آنكه عالم نيست پس كسب نمود جهالتها را از جهال روزگار وضلالتها را از گمراهان نابكار ، ونصب نمود از جهة فريفتن مردم دامهاى حيلها را از ريسمانهاى فريب واز گفتار دروغ ، بتحقيق كه حمل كرده كتاب مجيد را بر رأيهاى باطل خود ، وميل داده حق را بر آرزوهاى عاطل خود ، أيمن مىگرداند مردم را از گناهان عظيم وآسان مىگرداند جرمهاى بزرك را . مىگويد كه وقوف ميكنم وباز مىايستم از شبهه ها وحال آنكه در آنها افتاده ، ومىگويد كه اعتزال ميكنم وكناره جوئى مىنمايم از بدعتها وحال آنكه در ميان آنها خواب كرده ، پس صورت آن مثل صورت انسان است وقلب آن مثل قلب حيوان ، پس نمىشناسد باب هدايت را تا پيروى كند آن را ، ونه باب ضلالت را پس باز ايستد از آن ، پس اين شخص كذائي مردهء زنده است چه متّصف است بجهل ابدى كه موت است در صورة حياة . الفصل الثالث فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ ، وأَنّى تُؤفَكُونَ ، والأَعْلامُ قائِمَةٌ ، والآياتُ
--> ( 1 ) قال تعالى أتأمرون الناس بالبرّ وتنسون أنفسكم منه ( 2 ) اقتباس من الآية .